هدف زندگی، رشد معنوی و تقرّب به خداست. توجّه به خدا و تلاش در راه خدا، باعث رشد معنوی و افزایش سعهی وجودی و تقرّب به خدا میشود. هر لحظه یک فرصت دارید که یک گام به سوی خدا نزدیک شوید. با توجّه به امکانات و محدودیتهایی که دارید اهداف مناسب و شفافی در حیطههای مختلف زندگی، طراحی کنید، به گونهای که بدانید امروز، این ماه و امسال باید در راستای کدام هدف تلاش کنید و بهترین کار در هستی که شما را به خدا نزدیک میکند چیست؟! مثلا وظیفهتان چه مقدار درس خواندن است، بعد از کارشناسی بهتر است کارشناسی ارشد بخوانید یا وارد بازار کار شوید؟!
این اهداف از یکسو با توجه به شرایط، استعدادها و محدودیتهای بیرونی و درونی تعیین کنید و از سوی دیگر شفاف، گام به گام و چالشی باشد و بتوانید با تلاش به آن دست یابید و احساس پیشرفت کنید. هدف چالشی باشد، یعنی خیلی دور از دسترس یا خیلی نزدیک و در دسترس نباشد، تا انگیزه تلاش در شما ایجاد کند. تعیین هدف، باعث احساس هدفمندی میشود و برنامههای زندگیتان را منسجم میکند.
برخی دید تونلی دارند و تنها در یک بعد شخصیت و هویّت خویش، تمرکز میکنند و برای رشد تلاش میکنند. در اینصورت هنگامی که مشکلاتی در آن زمینه ایجاد میشود، استرس زیادی را تجربه می کنند و به مرور احساس بیارزشی میکنند. اما شخصیّت ابعاد مختلفی دارد و مناسب است که در ابعاد مختلف هدفگذاری و برنامهریزی کنید. مانند: سلامت جسمی، ورزشی، سبک زندگی، دوستان، تحصیل، جایگاه خانوادگی، جایگاه اجتماعی، رشد معنوی.
بر یک بعد خاص تمرکز نکنید بلکه در ابعاد مختلف هدفگذاری و برنامهریزی کنید مانند: علمی، اجتماعی، اقتصادی، خانوادگی.
شما در هر حیطه خودتان را چطور ارزیابی میکنید؟ از 1 تا 100 چه نمرهای میدهید؟
آن حیطههایی که کمتر از 40 است، اولویّت دارد و برای رشد در آنها برنامه ریزی کنید. هنگامی که این نقاط ضعف کاهش یابد، احساس ارزشمندی بیشتری میکنید.
به یاد داشته باشیم که ما نیازهای روانشناختی داریم و برای تأمین آنها برنامهریزی کنیم. گاهی عدم تأمین نیازهای روانشناختی، مشکلاتی در مسیر رشد معنوی ایجاد میکند. نیازهای روانشناختی مانند احساس معنا، احساس هویّت منسجم، احساس ارتباط و صمیمیت، احساس کنترل، احساس خودمختاری، احساس ارزشمندی، احساس توانمندی، احساس خودشکوفایی، امید، احساس رشد و پیشرفت، احساس هدفمندی. اگرچه تمامی این نیازها در هر فردی هست، اما برخی از این نیازها مهمتر است، متناسب با نیازها و امکاناتمان، اهداف مناسبی را تعیین کنیم و در جهت دستیابی به آنها برنامه ریزی کنیم. بین نیازها، اهداف و برنامههای مان تناسب باشد.
هر فردی از خود انتظاراتی دارد و میزان خاصی را در نظر میگیرد، مثلا در زمینه علمی، فردی لیسانس را حد مطلوب میداند و دیگری دکتری را حداقل می بیند. اگر انتظارات شما با توانمندیها و امکانات شما تناسب نداشته باشد موجب کاهش عزّت نفس شما میشود. انتظارات واقعبینانه و منطقی از خود موجب کاهش فاصلهی خود واقعی و خودایدهآل میشود. تعیین اهداف واقعبینانه موجب دستیابی به موفقیّتهای بیشتر و افزایش عزّت نفس شما میشود.
هدفگذاری مناسب یک مهارت است، اهداف را گام به گام، شفاف، منطقی و واقع بینانه انتخاب کنید. یک هدف بزرگ را به اهداف کوچکتر و گام به گام تبدیل کنید. بدین ترتیب شما با مقداری تلاش، احساس پیشرفت میکنید و انگیزه و امید بیشتری برای تلاش دارید. تصوّر کنید فردی تصمیم گرفته است که به قله دماوند رود، مقداری که حرکت میکند، احساس میکند هیچ پیشرفتی ندارد. اما اگر مسیر را به چهل مرحله تقسیم کند، با مقداری تلاش، احساس پیشرفت میکند. همچنین در اهداف کوچک، هنگامی که فرد به هدف دست یافت احساس موفقیّت میکند و برای تعیین هدف بعدی حق انتخاب دارد اما در اهداف بزرگ، احتمال اینکه کار را نیمه تمام رها کند زیاد است، مثلا فرد میخواهد یک دور مطالعه تفسیر قرآن را شروع کند. اگر تفسیر کل را شروع کند و بعد در میانه مسیر رها کند، احساس شکست میکند، چون هدفش را رها کرده است. اما اگر هدفش را خواندن تفسیر سوره یس بگذارد و بعد که آن را خواند، تفسیر سوره رعد را هدفگذاری کند و … بعد که خواند تفسیر را متوقف کند، احساس موفقیّت میکند و کار را نیمه تمام رها نکرده است.
تصمیم های شفاف و کوتاه مدت بگیرید.
همچنین در هدفگذاری از جملات ایجابی (گرایشی و مثبت) به جای سلبی(اجتنابی و منفی) استفاده کنید. مثال: به جای «باید پرخوری نکنم.» بگویید: «میخواهم به میزان لازم و کافی غذا بخورم»، همچنین بهتر است به جای کلمه «باید» از «مطلوب است » استفاده کنید. گاهی کلمه «باید» باعث تمایل به اهمال کاری میشود، زیرا تمایل به رهایی از قید و بند دارید. بنابراین به جای آنکه بگویید «باید این 200 صفحه را برای امتحان بخوانم»، به خودتان بگویید: «برای امتحان آمادگی دارم اما مطلوب و بهتر است که این 200 صفحه را برای امتحان مرور کنم». به جای «همه جا باید بسیار منظم و تمیز باشد» بگویید «بهتر است این اتاق منظم و تمیز باشد».