هر لحظه یک فرصت یک گام

فرآیندگرایی به جای نتیجه‌گرایی

فرآیندگرایی به جای نتیجه‌گرایی
فرآیندگرایی به جای نتیجه‌‌گرایی، یعنی تلاش در راه خدا مهم است، نتیجه ظاهری دنیوی مهم نیست.

فرآیندگرایی به جای نتیجه‌گرایی

فرآیندگرایی به جای نتیجه‌‌گرایی، یعنی تلاش در راه خدا مهم است، نتیجه ظاهری دنیوی مهم نیست. به عنوان نمونه هدف حضور قلب در نماز نیست، هدف تلاش برای حضور قلب در نماز است. همچنین برای فردی که برای آزمون ورودی دانشگاه تلاش می‌‌کند، هدف قبولی در آزمون ورودی دانشگاه نیست، هدف تلاش برای قبولی در آزمون ورودی دانشگاه است. چون قبولی در دانشگاه مطابق رضای خداست، معمولا فردی که علم بیشتری دارد، می‌تواند برای جامعه اسلامی مفیدتر باشد، پس تلاش برای تحصیل و کار،‌ مطابق رضای خداست و باعث تقرّب به خدا می‌شود.

در نتیجه‌گرایی تا زمانی که فرد به نتیجه‌ی مطلوب نرسیده است، موفق نشده است و احساس ارزشمندی نمی‌کند اما در فرآیندگرایی، به میزانی که تلاش کرده، موفق شده است و احساس ارزشمندی می‌کند. در فرآیندگرایی، فرد باور دارد که آنچه موجب تقرّب او به سوی خدا می‌شود، تلاش او در راستای رضای خداست، نه نتیجه‌ی ظاهری در دنیا. «وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى؛ و برای انسان بهره‌ای جز تلاش و کوشش نیست.‏»[1] خداوند به تلاش آدمی اجر و پاداش می‌دهد، تلاش آدمی در راه خدا موجب تکامل آدمی و تقرّب او به خداست، پس خود این تلاش  هدف ما باشد، نه نتیجه‌ی ظاهری آن در دنیا.

هر لحظه، یک فرصت، یک گام.

این رویکرد باعث کاهش مقایسه منفی با دیگران می‌شود. به عنوان نمونه دو نفر، برای رضای خدا ده تومان صدقه داده‌اند، فرد اول تمام سرمایه‌‌اش 100 تومان، و فرد دوم 1000 تومان بوده است. کدامیک رشد معنوی بیشتری داشته‌اند؟ کدامیک تلاش بیشتری داشته‌اند؟

دو نفر برای رضای خدا درس می‌خوانند، فرد اول دیپلم گرفته است و فرد دوم فوق دیپلم گرفته است، کدامیک رشد معنوی بیشتری داشته‌اند؟ اولی بهره هوشی اش 110 بوده است و در روستا زندگی می‌کرده و پدرش دامدار بوده است و مسئولیت چرای گوسفندان به عهده او بوده است، اگر نهایت تلاشش را می‌کرد،‌ فوق دیپلم می‌گرفت، کدامیک رشد . دومی بهره هوشی‌اش 140 بوده است و پدر و مادرش استاد دانشگاه بودند و در تهران زندگی می‌کرده است، اگر نهایت تلاشش را می‌کرد، ‌فوق تخصص می‌گرفت. کدامیک رشد معنوی بیشتری داشتند؟ کدامیک تلاش بیشتری داشتند؟

تنها توجّه به خدا و تلاش در راه خدا مهم است. هر لحظه یک فرصت دارید تا یک گام به سوی خدا نزدیکتر شوید. خداوند شما را با دیگران مقایسه نمی‌کند. امکانات و محدودیت‌های شما با دیگران متفاوت است.

تکلیف گرایی به جای نتیجه گرایی: گاهی در هنگام تصمیم گیری و انتخاب بین دو گزینه دچار دودلی می شویم. نگران هستیم که آیا این کاری که می خواهیم انجام دهیم بهترین کار است. این نگرانی باعث تردید و دودلی می‌شود و بسیاری اوقات زمان از دست می‌رود. راهکار «تکلیف گرایی به جای نتیجه گرایی» است. یعنی محور تصمیمی گیری را بر اساس وظیفه و رضای خدا قرار دهیم. به این فکر کنیم که در شرایط کنونی بر اساس امکانات و محدودیت‌ها، نیازها، استعداد، علاقه و شرايط رضای خدا در چیست؟ با این تفکر دیگر نیازی نیست که نگران نتیجه باشیم، چون بر اساس وظیفه عمل کردیم و رشد معنوی کسب می کنیم و اگر گزینه مان نیز اشتباه باشد، خداوند برایمان جبران می کند.


[1] . النجم : 39

دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فهرست مطالب