هر لحظه یک فرصت یک گام

احساس معنا و هدفمندی

هدفمندی زندگی
آیا شما به دنیا آمده‌اید که ثروتمند شوید؟ مشهور شوید؟ اسلام شناس شوید؟ چرا خداوند شما را آفریده است و هدف زندگی شما چیست؟

احساس معنا و هدفمندی

هدف زندگی شما در دنیا چیست؟ آیا شما به دنیا آمده‌اید که ثروتمند شوید؟ مشهور شوید؟ اسلام شناس شوید؟ چرا خداوند شما را آفریده است و هدف زندگی شما چیست؟

خداوند بسیار شما را دوست دارد، خداوند بسیاری از جلوه‌های خودش را می‌خواست به شما ارائه کند،‌ اما شما قابلیّت و سعه‌ی وجودی نداشتید. از این رو خداوند روحتان را با جسم در عالم دنیا مرتبط کرد تا قابلیّت و سعه‌ی وجودی‌ شما افزایش یابد و بتوانید از جلوه‌های خدا در بهشت بهره‌مند شوید. توجّه به خدا و تلاش در راه خدا باعث افزایش سعه‌ی وجودی و رشد روح می‌شود.

«هر لحظه، یک فرصت، یک گام.»، هر لحظه،‌ یک فرصت دارم،‌ که یک گام به سوی خداوند متعال نزدیکتر شوم.

توجّه به هدف زندگی موجب احساس معنا می‌شود. احساس معنا یعنی شما هدف بزرگی در زندگی دارید که تقریبا تمامی زندگی شما را پوشش می دهد و شما هر روز درباره آن دغدغه دارید و تلاش می‌کنید در جهت آن پیشرفت کنید.

توجّه به هدف زندگی موجب هویّت منسجم می‌شود. هویّت منسجم یعنی شما می‌دانید چه کسی هستید و  چه جایگاهی در هستی و اجتماع دارید و می‌خواهید چه رسالتی را دنبال کنید.[1]

خداوند روح شما را از عالم مجرّدات آفریده است، عالم مجرّدات، عالم ثوابت است. در عالم مجرّدات هر موجودی سعه‌ی وجودی خاصی دارد. خداوند در آسمانها ملائکه‌‌ای دارد که دائما در حال رکوعند،‌ ملائکه‌ای دارد که دائما در حال قیامند،‌ ملائکه‌ای دارد که دائما در حال سجودند. هر گروه از ملائکه سعه‌ی وجودی خاص و مقام معلومی دارند و به شکل خاصی خدا را عبادت می‌کنند.[2]

در عالم مجرّدات تغییر و تحوّل نیست. آن ملائکه‌ای که در حال قیامند، رکوع نمی‌توانند بروند. آن ملائکه‌ای که در حال رکوعند، سجود نمی‌توانند بروند. روح انسان نیز از عالم مجرّدات است و سعه‌ی وجودی خاصی دارد. خداوند متعال روح آدمی را با جسم در عالم دنیا مرتبط کرده است، در عالم ماده، موجودات تحت زمان و مکان هستند، از این رو در حال تغییر و تحولند. روح آدمی که از عالم مجرّدات بود و  سعه‌ی وجودی خاصی می‌داشت،  بواسطه‌ی این ارتباط با عالم ماده، می‌تواند رشد کند و سعه‌ی وجودی پیدا کند. توجّه به خدا و تلاش در راه خدا باعث افزایش سعه‌ی وجودی آن می‌شود.  

با تبیین رابطه‌ی انسان با خدا و دنیا و آخرت، جایگاه انسان در هستی و هدف زندگی او، آشکار می‌شود. خداوند متعال آدمی را آفریده است که به بالاترین مراتب وجود دست یابد. خداوند احسن الخالقین است، بینهایت علم، بینهایت قدرت، بینهایت حکمت، بینهایت مهربانی دارد، خداوند حکیم،‌ کار لغو انجام نمی‌‌دهد، اگر مسیر بهتری بود که می‌توانستیم به آن سعه‌ی وجودی دست یابیم،‌ خداوند متعال ما را در آن مسیر قرار می‌داد. آری خداوند متعال از ما بی‌نیاز است، ما به خدا نیاز داریم.[3] ارتباط روح با جسم در منزل دنیا،‌ بهترین مسیر برای رشد روح و افزایش سعه ی وجودی است، تا قابلیّت بیابیم از جلوه های خداوند در بهشت بهره مند شویم.

 آفرینش ما هدفمند است، خداوند متعال انسان و دنیا را به بازیچه نیافریده است. قرآن کریم می‌فرماید: «وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبينَ؛ و آسمان‌ها و زمین و آنچه بین آن‌هاست را به بازیچه نیافریدیم.»[4] خداوند حکیم در آفرینش انسان و جهان هدفی داشته است؛ با توجّه به آیات قرآن هدف خداوند متعال تکامل و افزایش سعه‌ی روحی آدمی بوده است تا او بتواند از مراتب بالای جلوه‌های خداوند و قرب به او بهره‌مند شود.[5] آدمی با توجّه به هدف بزرگی که در آفرینش او هست، احساس ارزشمندی می‌کند.

آفریدگار و سازنده‌ی انسان، یگانه[6]و مستجمع جمیع صفات کمالیه است، بینهایت علم، بنهایت قدرت، بینهایت حکمت، بینهایت مهربانی دارد، تمامی هستی را آفریده است و پروردگار تمامی موجودات است. خدا از تمامی موجودات بی‌نیاز است اما تمامی آنها به او نیازمندند. «يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَميدُ؛ اى مردم شما (همگى) نيازمند به خدائيد؛ تنها خداوند است كه بى‏نياز و شايسته هر گونه حمد و ستايش است!»[7] خداوند به عبادت ما نیازی ندارد. ما به عبادت خداوند نیاز داریم. با عبادت و بندگی خدا، روحمان رشد می‌کند و قابلیّت می‌یابیم از جلوه‌های خدا در قیامت بهره‌مند شویم.

اگر مسیر کوتاهتر و بهتری بود که به آن قابلیّت دست یابیم، و آفرینش ما در این دنیا با این همه تلفات، لغو بود. الان حدود 8 میلیارد نفر روی زمین زندگی می‌کنند، چه تعداد از آنها موحّد هستند؟ چه تعداد مسلمان  و شیعه هستند؟ خداوند حکیم، کار لغو و بیهوده نمی‌کند. خدایی که بینهایت حکمت است، کار لغو نمی‌کند. خدا بینهایت حکمت و دانایی و توانایی و مهربانی دارد، خداوند احسن الخالقین است، اگر مسیر بهتری بود، خداوند ما را از آن مسیر به بهشت می‌بُرد.

حقیقت وجودی ما روح است و جسم مرکب ما در منزل دنیاست.[8] خداوند ما را آفریده و در مسیر رشد و تکامل و تقرّب به خویش قرارداده است. ما در مراتب وجود از عدم محض به سوی وجود محض در حال سیر هستیم، در این سیر در هر منزل(در هر عالم از عوالم وجود)[9]، حقیقتی و ابزاری برای ارتباط با آن عالم و ادامه رشد داریم. در دنیا، حقیقت وجودیمان روح و مرکب و ابزارمان جسم است. در هنگام مرگ، روح دیگر به این ابزار نیاز ندارد و آن را رها می‌کند.[10]

توجّه کنیم که در هنگام مشکلات جسم ما دچار محدودیت شده است ولی روح ما می‌تواند به رشد معنوی و تکاملش ادامه دهد. ما اختیار داریم و در هر لحظه بین گزینه‌های موجود می‌‌توانیم گزینه ای که ما را به خدا نزدیک می‌کند انتخاب کنیم.

امکانات واستعدادهای ما باهم متفاوت است، مهم سعی و تلاش ما در مسیر بندگی خداست.[11] و «قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى‏ شاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدى‏ سَبيلاً؛ بگو: «هر كس طبق روش (و خلق و خوى) خود عمل مى‏كند؛ و پروردگارتان كسانى را كه راهشان نيكوتر است، بهتر مى‏شناسد.» »[12] و «وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى، و اينكه براى انسان بهره‏اى جز سعى و كوشش او نيست ‏»[13]. استعدادها و امکانات ما مهم نیست. مهم تلاش ماست، هرچه تلاش بیشتری در جهت رضای خدا داشته باشیم، به مرتبه بالاتری از قرب خداوند دست می‌یابیم.

 ما برای ابدیّت آفریده شده ایم. انسان محدود به هفتاد سال دنیا نیست و مرگ پایان کارش نیست، بلکه پس از به عالم برزخ و پس از قیامت به جهان آخرت می‌رود، آنگاه تا ابد در جهان آخرت زندگی خواهد کرد.[14] توجّه به فناناپذیری موجب احساس توانمندی و ارزشمندی می‌شود. قرآن کریم می‌فرماید: «أُولئِكَ جَزاؤُهُمْ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِينَ؛ آنها هستند كه پاداش عملشان آمرزش پروردگار است و باغهايى كه از زير درختان آن نهرها جارى است جاويد در آن بهشت‏ها متنعم خواهند بود و چه نيكو است پاداش نيكوكاران عالم.»[15] در مقابل کسانی که مرگ را پایان هستی آدمی می‌دانند، احساس پوچی و بی ارزشی می‌کنند.


[1] الهام رحمت‌ آبادي و حبيب اله آقابخشي، “سبك زندگي و هويت اجتماعي جوانان”، رفاه اجتماعي 5، ش 20 (1385): 235

[2] .الصافات، 164

[3] .فاطر، 15

[4] . الأنبياء : 16

[5] مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج 22، 194.

[6] .شریکی ندارد و از عناصر نیز تشکیل نشده است. احد و واحد است.

[7] . فاطر : 15

[8] عباسی‌نژاد و دیگران، قرآن، روان‌شناسی و علوم تربیتی، 407.

[9] . عالم ذر، عالم دنیا، عالم برزخ، قیامت، بهشت،‌ …

[10] . در میان علمای مسلمان مشهور است که انسان در دنیا از دو بعد جسم و روح تشکیل شده است. اما این تسامح در تعبیر است، حقیقت وجودی انسان روح است، که پس از مرگ باقی‌ می‌ماند.

[11] . الحجرات : 13

[12] . الإسراء : 84

[13] . النجم : 39

[14] طباطبایی، تفسیر المیزان، ج 4، 20.

[15] .آل عمران: 136

دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فهرست مطالب